آنچه مرا نکشد ، نیرومندترم می کند

شنبه 4 شهریور 1396 دکتر علی اصغر رضایی دسته ها

آنچه مرا نکشد ، نیرومندترم می کند

چرا استرس برای ما خوب است ؟

در زندگی امروز وجود محرکات خارجی آزاردهنده بر میزان استرس و نگرانی انسان ها افزوده اند. هر فردی بنا به دلایل موجه و یا غیر موجه ؛ نگرانی و اضطراب بیش از حد را تجربه می کند. برخی با مدیریت صحیح خود و احساساتشان در غلبه این احساسات منفی موفق بوده و قادرند راه حل های مفید بیابند. در حالی که برخی دیگر از شدت نگرانی و استرس خود ؛ به عجز آمده و قادر به تشخیص درست و غلط نیستند.

اینکه کدامیک از حالات برای شما پیش آمده باشد ؛ به میزان آمادگی و شناخت شخصی شما از خودتان ارتباط دارد. طبق تحقیقاتی که توسط رابرتسون در حوزه ی استرس و تاثیر آن در زندگی به عمل آمده است، افرادی که قادرند از شرایط نامناسب محیطی به نفع خود و آرامششان استفاده کند؛ از درک و  خودشناسی بالایی بهره مند هستند.

امروزه با توجه به مطالعاتی که پژوهشگران روی موش ها داشته اند متوجه می شویم که استرس بر حافظه و یادگیری هم تاثیر مثبت دارد. زیرا هورمون های آزاد شده ی ناشی از استرس با تاثیر روی کورتکس مغز ، باعث تقویت فعالیت های مغزی می شوند. کورتکس ناحیه ای در مغز است که بر کنترل یادگیری و احساسات نظارت دارد. همین موضوع بهبود یادگیری  را در انسان ها موجب می شود.

تعریف استرس

تا قبل از نیمه ی قرن بیستم میلادی ، استرس صرفا در علوم فیزیک و مهندسی کاربرد داشت. معنی استرس در این علوم عبارت بود از میزان فشار و نیروی بیرونی که بر ماده ای وارد می آید. بعد از حوزه ی مهندسی ؛ استفاده از واژه ی استرس در علم زیست شناسی هم رواج یافت. معنی استرس را در زیست شناسی ؛ واکنش هورمونی مکانیکی محرک ها نامیده اند.

معنی لغت استرس در فرهنگ لغت آکسفورد، برگرفته از واژه ی distress  به معنی پریشانی است.

تفاوت استرس خوب و بد

برای تعیین اینکه چه نوع استرسی برای مغز خوب است با بد، اصول و یا قانون همه گیری وجود ندارد. هر فرد با توجه نوع شخصیت و ویژگی های روحی و روانی خویش؛ برخی از مسائل را خوب و برخی دیگر را بد می پندارد. دسته ای محرکات برای فردی لذت بخش است در حالی که فرد دیگر نه تنها لذت نمی برد آن را کسالت بار می باید. در خصوص استرس هم عوامل متعددی در هر شخص وجود دارند که زمینه ی بروز استرس را ایجاد کرده و آن را در دسته ی خوب یا بد قرار می دهند.

در نیمه ی قرن بیستم محققان و نظریه پردازان به نتیجه ی علمی خود د رخصوص تاثیر استرس خوب بر پیشرفت افراد اعتراف کردند.  د رمیان این افراد هانس سلیه تمایز میان استرس خوب و بد قائل شد. به اعتقاد وی ریشه ی استرس بد در distress و استرس خوب در eustress  می باشد. این محقق عنوان می کند؛ خوب و بد بودن یک استرس را ماهیت استرس تعیین نمی کند؛ بلکه واکنش فرد نسبت به آن استرس است که تعیین کننده ی خوب یا بد بودن آن است.

استرسی که بر کارکرد انسان اثر مخرب دارد استرس مزمن نام دارد. این استرس ؛ دوام و شدت بالایی دارد به همین دلیل اختلال در روند صحیح عملکرد مغزی را موجب شده و نتایج منفی به با ر می آورد.استرس متوسط با ترشح هورمون آدرنالین بر افزایش تمرکز تاثیر دارد ، اما استرس مزمن باعث کاهش قدرت یادگیری و تضعیف حافظه می شود.

تغییر فیزیکی مغز

رابرتسون در کتاب آزمون استرس به نتیجه ی شگفت انگیزی در خصوص کارکرد مغز انسان دست یافت. وی نتیجه گیری می کند که مغز انسان سخت افزار نیست ؛ یعنی مغز در مواجه با شرایط و تجربه ای نو؛ قابلیت تغییر فیزیکی خود را دارد. درحال حاضر متخصصان روانشناسی و عصب شناسی این پدیده را انعطاف پذیری مغز می نامند.

از دیگر کشفیات بزرگ رابرتسون می توان به نوع عملکرد ها ژن ها در بدن اشاره کرد. وی عنوان می کند, ژن ها قادرند نوع واکنش خود به محرک های محیطی را تغییر دهند. به این ترتیب هر فردی قادر است از طریق یادگیری نحوه ی مدیریت اعمال و رفتار خود ؛ بر ذهن و احساساتش تسلط یابد.

راه های تغییر فیزیکی مغز

برای آنکه بتوانید خود و ذهنتان را به درستی در مواقع حساس مدیریت کنید ؛ یا به عبارت کلی خود را باز مهندسی کنید به طی کردن مراحل زیر نیازمند خواهید بود.

  1. صاف بنشینید و از بروز رفتارهایی که د رگذشته مرتبا تکرار می کردید اجتناب کنید. صاف نشستن سبب افزایش حالت انگیختگی در مغز است.
  2. رو ی موضوع مورد نظر خود تمرکز کنید.
  3. به خود احترام بگذارید.
  4. از همه مهم تر آن است که برداشت همیشگی خود را نسبت به علائم فیزیولوژیکتان تغییر دهید.

با توضیح یک مثال  می توان به شرح و بسط مورد چهارم پرداخت. فرض کنید فردی در اثر مواجه با بی نظمی همیشه حالت اضطراب داشته است. در گام های موثری که برای تغییر فیزیکی مغز تعریف شده است فرد باید این حالت را نوعی هیجان زدگی تعریف کند نه یک حالت برانگیزاننده و مضطربانه.به این ترتیب فرد قادر خواهد بود تدریجا واکنش مثبت را در خود افزایش داده و از بروز هیجانات اضافی در برخورد با موقعیت های نامطمئن جلوگیری کند.

مشاهده برچسب ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *