ارتباط انتخاب اسباب بازی و شغل فرد در آینده

دوشنبه 24 مهر 1396 دکتر محسن محمدی دسته ها

ارتباط انتخاب اسباب بازی و شغل فرد در آینده

هرکدام از ما در حافظه بلندمدت خود خاطراتی از اسباب‌بازی‌هایی داریم که نسبت به سایر وسایل بازی برای ما محبوبیت بیشتری داشته‌اند. وسایلی که شغل امروز ما شاید الزاما خیلی با آن رابظطه مستقیمی نداشته باشد. فی‌المثل اگر در کودکی از ساختن لگو لذت می‌برده‌ایم الزاما ساختمان ساز نشده‌ایم ویا اینکه اگر در میمن وسایل بازی خود سرویس چای خوری داشته‌ایم که از بازی با آن لذت بیشتری می‌برده‌ایم حتما امروز صاحب کافه نیستیم.

برخی از کارشناسان براین باورند که اسابا‌بازی‌های دوران کودکی در انتخاب شغل تاثیرگذارند. آن‌ها براین اعتقاد هستند که استفاده از هر اسباب‌بازی، تعریف کار مناسب برای پسران و دختران را در ذهن کودک بوجود می‌آورد و از طرفی بعضی از اسباب‌بازی‌ها محتوای آموزشی متفاوتی دارند. آن‌ها این دو مشخصه را در تحصیل و انتخاب شغل آینده کودک مهم و تاثیرگذار می‌دانند.

خانم فرانسیس در تحقیق کوشیده است وجود یا عدم وجود این ارتباط را مورد بررسی قراردهد. او در روند تحقیق خود اسباب‌بازی‌هایی مرکب از فعالیت، ساخت‌وساز و ماشین‌آلات در اختیار پسربچه‌ها قرارداد و وسایلی به دختران داد که آن ها را به آرایشگری تشویق می‌کرد. اینگونه بنظر می‌رسید که پسرها از این تقسیم‌بندی این پیام را دریافت کردند که می‌بایست چیزهایی بسازند و مشکلات را رفع کنند و دختران نیز دریافتند که علاوه بر سرویس‌دهی به دیگران می‌بایست عهده دار مسئولیت تغذیه و پرورش باشند. خانم فرانسیس در توضیح تحقیق خود آورده است که اسباب‌بازی پسربچه‌ها بیشتر آموزنده بوده و دارای اجزایی است که جا افتادن آن‌ها در یکدیگر با سطحی از آموزش و تزریق اطلاعات به آن‌ها همراه است. درمقابل اسباب‌بازی‌های دخترانه، خلاقیت و تخیل آن‌ها را هدف قرار می‌دهد.

پژوهشهای علمی

پژوهش‌های انجام گرفته شده در این حوزه نشان می‌دهد که بالغ بر 60درصد افرادی که در بزرگسالی حوزه شغلیشان ذیل عنوان طراحی و معماری تعریف می‌شود در کودکی، خانه‌سازی و لگو را از بازی‌های مورد علاقه خود می‌پنداشته‌اند و پازل و درست کردن جورچین بازی مورد علاقه کودکانی بوده است که در بزرگسالی حوزه های مرتبط با ریاضیات را به عنوان شغل خود برپزیده و در حیطه‌هایی مثل حسابداری و بانکداری مشغول فعالیت هستند.

خانم مک آلیستر که کار مشاوره خانواده انجام می‌دهد و درواقع روانشناس است اعتقاد دارد مسائل عمیق‌تری از اسباب‌بازی‌ها، شغل و آینده کودکان را تحت تاثیر قرار می‌دهند. او براین باور است اینکه تصور کنیم با دادن کامیون و ماشین به دختران می‌توانیم آن ها را در جهتی سوق دهیم که در آینده مهندس شوند؛ سطحی نگری است. خانم مک آلیستر امعتقد است شواهد واقعی برای اثبات همچین مطلبی وجود ندارد و افراد زمانی برای انتخاب شغل اقدام می‌کنند که از کودکی فاصله زیادی گرفته‌اند. براساس باورهای محققان، کودکان را باید به کشف موضوعات جدید، پرسش‌گری و همکاری و تعامل با یکدیگر ترغیب کرد و تاثثرگذاری این فعالیت‌ها بر زندگی آینده آن‌ها بسیار بیشتر از تاثیر اسباب‌بازی است. دکتر آماندا گامر روانشناس در گفته‌های خود براین نکته تکیه می‌کند که دسترسی کودکان به یگ برنامه بازی خوب و سالم امری الزامی است.

میزان تاثیرگذاری

تاثیرگذاری بازی‌ها برای کودکان تا اندازه‌ای است که می‌تواند گستره‌ی وسیعی از تجربیات را در اختایر کودکان بگذارد. اما نکته چالشی اینجاست که عمده والدین معمولا آسانترین روش را انتخاب کرده درحالی که باید در جستجوی اسباب‌بازی‌های باشند که توانایی وخلاقیت کودک را ارتقا دهد. نکته دیگری که در انتخاب اسباب‌بازی باید ان را مورد توجه قرارداد این است که تلاش شود کلیشه‌ها و قواعد متداول شکسته شود. به‌عنوان مثال بسیاری از والدین مانع از این می‌شوند که فرزندان ذکور آ‌ها عروسک داشته باشند درحالی که این کار بواقع عاری از اشکال است.

خانم گامر معتقد است هیچ کدام از کودکانی که با لگو بازی می‌کنند؛ ساختمان‌سازی را فرا نمی‌گیرند ولی این احتمال وجود دارد که بیاموزند لازمه استواری و استحکام درستی انجام کار است. در.اقع او اعتقاد دارد بازی با اسباب‌بازی‌ها نه در راستای مهارت‌اندوزی بلکه در جهت تعیین شخصیت و جهت‌دهی به خلقیات و بخصوص اعتماد بنفس تاثیرگذاری دارد.

بنظر می‌رسد که نمی توان از اهمیت انتخاب نوع اسباب‌بازی چشمپوشی کرد اما با این وجود پویایی محیط زندگی و رعایت تنوع و ایمنی در زندگی او از اهمیت بیشتری برخوردار می‌باشد؛ چراکه هرچه تنوع رنگ و استفاده از اشیای متنوع پیرامون کودک بیششر بوده و اصوات متنوع‌تری به گوش او برخورد کند، درواقع تعداد حواس بیشتری از او درگیر و تحریک می‌شود.

کاربردها

استفاده از تنوع رنگ‌ها، قدرت بینایی و شنیدن صداهای متنوع، شنوایی کودک را تقویت کرده و بالاتر بودن میزان دریافت کمی و کیفی کودک از محیط و استمرار آن می‌تواند رشد شناختی و هوشی او را تحت تاثیر بیشتری قراردهد. همه ما ژنتیکی بودن بخش اصلی رشد هوش و توانایی کودکان را باور داریم اما باید پذیرفت که محیط پیرامونی نیز می‌تواند موچب تقویت و ارتقای استعدادهای ژنتیکی کودکان شده و از این رو لازم است اسباب‌بازی‌های کودکان بپونه‌ای انتخاب شوند که استفاده از آنه‌ها هیچ آسیب جسمی و روحی برای کودک به همراه نداشته باشد. در سنین پایین‌تر اسباب‌بازی کودکان باید از جنس نرم‌تر انتخاب و با بالاتر رفتن سن انتخاب اسباب‌بازی می‌تواند از جنس‌های سخت‌تر صورت پذیرد.

براساس شواهد و آنچه که مرسوم و متداول است، کودکان به‌صورت ژنتیکی به سمت اساباب‌بازی‌های متناسب با جنس خود تمایل و کرایش پیدا می‌کنند اما همانطور که پیش از این اشاره شد در صورت تمایل کودک به بازی با اسباب‌بازی‌هایی که عرفا متعلق به جنس مخالف می‌دانیم، نباید به هیچ نحوی این حس تمایل توسط اطرافیان و بخصوص والیدن تقویت و تشویق شود. برای مثال اگر کودک دختری نسبت به بازی با اسباب‌بازی‌های پسرانه علاقه نشان دهد؛ تقویت و تشویق این تمایل توسط پدرومادر در شکل‌گیری هویت شخص در بزرگسالی تاثیرگذار خواهد بود؛ اما درصورت تقویت نشدن این تمایل می‌توان امید داشت که مغز کودک در ادامه بتواند با استفاده از قدرت بازسازی خود، وضعیت تمایلات کودک را به سمت و سوی مطلوب بازگرداند.

نمی‌توان از این واقعیت صرفنظر کرد بازی ابزاری قدرتمند در ارتقای مهارت‌های حسی، حرکتی، هیجانی، شناختی کودکان و در افقی وسیع‌تر مجموعه انسان‌هاست و در نتیجه آن درنظررگفتن تنوع در آن پیشرفت کودک در مجموعه این مهارت‌ها را به همراه خواهد داشت اما آنچه بیش از هرچیز در این حوزه اهمیت دارد؛ این است که بتوانیم بچه‌ها را بجای بازی با اشیا به بازی کردن با یکدیگر ترغیب کنیم؛ چراکه در نتیجه این همکاری رشد توامان این ویژگی‌ها در کودکانی که تشکیل‌دهنده یک نسل خواهند بود اتفاق خواهد افتاد.

مشاهده برچسب ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تنبلی می کنی؟ انگیزه نداری؟ کانال "بمب انگیزه" شارژت می کنه!حتما عضو میشم!