تاثیر شرایط زندگی دوران کودکی بر شخصیت در بزرگسالی

یکشنبه 23 مهر 1396 دکتر محسن محمدی دسته ها

تاثیر شرایط زندگی دوران کودکی بر شخصیت در بزرگسالی

زندگی دوران کودکی

در این مقاله سعی شده تا درباره برنامه ریزی زندگی دوران کودکی در راستای احساسات آن دوره تحلیلی صورت پذیرد. پس از شما درخواست می کنم به تمامی سوال ها پاسخ دهید و آن ها را در ذهن بسپارید یا در کاغذی یادداشت کنید.

بیان چه احساسی برای شما راحت بوده و چه احساسی شما را ناراحت می کرد؟

روش مخصوص شما برای کنترل احساسات چه بود؟

بیان چه احساسی در خانواده آزاد بود؟

بیان چه احساسی در خانواده خط قرمز محسوب می شد؟

پدر و مادر چه روشی برای کنترل احساسات داشتند؟

به طوری کلی چه حسی نسبت به افکار خود دارید؟

قضاوت احساسات خود در مورد زندگی دوران کودکی

وقتی ما یک حس را بد تعبیر می کنیم و بر چسب بد را به آن می زنیم به این معنی است که آن حس در ما احساس بدی ایجاد می کند و ما از احساس اون خوشمان نمی آید. بر عکس وقتی حسی برای ما خوشایند باشد و ما بر چسب خوب بر آن بزنیم به این معنی است که، اون حس در ما احساسی خوشایند ایجاد می کند و ما از اون لذت می بریم پس، تمام تلاشمان در راستای رسیدن دوباره به آن حس است.

به این گونه برخورد با احساسات روش قضاوت می گویند. ما سعی داریم احساسات را با روشی غیر از قضاوت بررسی کنیم. این که یک حس در شما احساس ناخوشایندی ایجاد کند بدان معنی نیست چون بر چسب بد بر روی آن حس زدیم واقعا بد باشد. فرض کنید شما در خانواده ای بزرگ شده اید که در آن بروز احساسات عاطفی کاری عبث بوده و کسی از این روش استفاده نمی کند. حالا شما عاشق می شوید و در شما یک حس بد بوجود می آید. آیا این بدان معنی است که عشق بد است؟ یا این که سوار شدن ترن هوایی حس بدی را در شما ایجاد می کند پس باید بگوییم که کلا این حس بد است؟ در واقع در این روش سعی می شود یک حس را با توجه به خودش بررسی کنیم نه با قضاوتی که ذهن به آن حس می کند.

چگونه ذهن با ناراحتی های احساسی دامن می زند ؟

یکی از روش هایی که ذهن به احساسات ناخوشایند ما دامن می زند همین قضاوت است. البته چندین روش دیگر هم وجود دارد که ذهن با استفاده از آن ها حس بد را در شما افزایش می دهد.

چرا چنین حسی دارم ؟

وقتی این سوال را از خود می پرسیم معمولا یک حس کاراگاهانه به ما دست می دهد که باعث می شود ما به جست و جو در ذهن خود بپردازیم تا ریشه اون حس را پیدا کنیم. متاسفانه این کار فقط باعث تشدید اون حس بد می شود چرا که شما به یاد تمام مشکلات و احساسات بد گذشته میفتید و باعث می شود که فکر کنید که شما کلا یک زندگی ناگوار دارید. جست و جو به منظور پیدا کردن ریشه مشکل فقط باعث ایجاد احساس بدتر می شود.

چرا من این طوری هستم ؟

برای پاسخ به این سوال باید سفری به گذشته کرد که کاوش گذشته اکثرا باعث احساس خشم نفرت و نا امیدی می شود و در غالب موارد هم منجر به تنفر از والدین می شود.

کلید تقلا چیست ؟

وقتی شما در مورد حسی انتظارت بد دارید، مغز شما آن حس را یک تهدید قلم داد می کند و برای اون از تکنیک تقلا استفاده می کند. یعنی برای گریز از آن حس تلاش می کند که همین خود منجر به ایجاد احساسات ناخوشایند دیگری می شود. برای درک بهتر به این مثال دقت کنید:

فرض کنید که شما یک فیلم خریده اید و قبل از این که آن فیلم را ببینید چندین نفر به شما گفته اند این فیلم به درد نمی خورد و بسیار کسل کننده و خواب آور است و شما فقط پول خود را دور ریخته اید. وقتی شما با این تفکر سراغ آن فیلم می روید مطمئنا از فیلم لذت نمی برید و مدام با خود فکر می کنید که این یک فیلم به درد نخور است. ولی اگر تمام آن حرف های بد راجع به فیلم را کنار بگذارید و سعی کنید خودتان فیلم را ببینید و نظرتان را راجع به فیلم دهید چه ؟ شاید تمامی نظرات بد شایعه بوده باشد. شاید شما از اون فیلم خوشتان بیاید. دقیقا احساسات هم همین هست شما باید آن ها را فارغ از دلایل بیرونی تجربه کنید تا بتوانید راجع به آن ها نظر بدهید.

مشاهده برچسب ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تنبلی می کنی؟ انگیزه نداری؟ کانال "بمب انگیزه" شارژت می کنه!حتما عضو میشم!