تکنیک های بروز هیجانات و احساسات

دوشنبه 1 آبان 1396 دکتر محسن محمدی دسته ها

تکنیک های بروز هیجانات و احساسات

هیجانات و احساسات

همه ما این تجربه را داشته‌ایم که با توجیه نگرانی از رنجاندن دیگران و یا ایجاد زحمت برای اطرافیان خود، از بیان احساس واقعی خود اجتناب کرده باشیم. ماحصل این رفتار نیز همواره چیزی جز پشیمانی و احساس خشم از انجام آن نبوده است. واضح و مشخص است که در نتیجه سرکوب احساسات و ابراز نکردن درست آن، اضطراب و افسردگی را به دنبال دارد. تاثیر مخرب ادامه این روند تا اندازه ای است که می‌تواند با تألمات جسمی نیز همراه شود. دردهایی که در طول روز از آن رنج برده و آن‌ها را با عنوان دردهای عصبی می‌شناسیم نتیجه همین درخود ریختن هاست. از سوی دیگر ابراز نکردن احساسات و یا ابراز نادرست آن‌ها  بر روابط شخصی و کاری نیز تاثیر گذاشته و حتی  بحران‌ آفرین شود. آموختن نحوه درست ابراز احساسات و بالابردن سطح خود آگاهی می تواند به نوعی متضمن سلامت جسمی و روانی شود. در این مطلب کوشیده‌ایم به ارائه روش های صحیح بیان احساسات و حالات درونی خود پرداخته و امید آن داریم که مطالعه آن بتواند با ارائه عملکرد بهتر در حوزه بیان و بروز احساسات همراه شود.

گام نخست : آگاه بودن از هیجانات و احساسات درونی

1- پذیرفتن هیجانات و احساسات

نخستین قدم و مهم ترین مرحله در آموختن نحوه درست ابراز احساسات این است که احساس را به عنوان یک ویژگی درونی شناخته و بپذیری که قبول وجود انواع مختلف احساسات در وجودتان امری طبیعی است. این باور را درخود ایجاد کنید که بروز و بیان احساسات به معنای ضعف و شکستن غرور نیست. سعی کنید تفکیک قائل شدن بین انواع احساسات و تقسیم آن به دو گونه خوب و بد را فراموش کنید. به اصل وجودی احساسات احترام گذاشته و وجود آن را پذیرا باشید.

2- درجهت تلاش برای درک واکنش های بدنتان نسبت به هر احساس تلاش کنید

به طور معمول آن چه که هدایت و کنترل احساسات را برعهده دارد، کنش‌ها و واکنش‌هایی است که از آن‌ها با عنوان هیجانات و احساسات تعبیر می کنیم. با کمی دقت و توجه در احوالات خود متوجه خواهیم شد که در زمان تجربه هرکدام از انواع احساسات، بدنمان چه واکنش فیزیولوژیکی را نشان خواهد داد. به‌عنوان مثال عموم افراد زمان شرمسار و خجل شدن رنگشان سرخ می‌شود و به هنگام عصبانیت ضربان قلب بالاتری را تجربه می‌کنند. تعریف شخصی این واکنش‌ها می تواند برای هرکس به عنوان کلید تشخیص احساساتی که برای فرد به وجود آمده است عمل کند.

برای این منظور سعی کنید در محلی آرام نشسته و چند بار نفس عمیق بکشید. ذکر گفتن یا تکرار پرسشی از خود هم چون این که در حال حاضر چه احساسی دارم می تواند به آرام کردن بدن و نمایش واکنش مناسب در برابر احساسات مختلف کمک کند. با تکرار این روند می‌توان رابطه بین احساسات و هیجانات بیرونی مختلف را متوجه شد و با شناخت بیشتری برای کنترل عکس العمل های مختلف بدن تلاش کرد.

3- آموختن کلمات با تعدد و تنوع بیشتر برای بیان هیجانات و احساسات

همه ما برای بیان هیجانات و احساسات به کلمات نیاز داریم و بیان و بروز احساسات بدون اطلاع از کلمات مناسب کار دشوار و به عبارتی ناشدنی است. برای آموختن کلمات متناسب با انواع مختلف احساسات و با شدت‌های مختلف تلاش کنید. بیان درست احساسات نیازمند برخورداری از دایره لغات مناسب است. برخورداری از این دایره لغت کمک می کند به جای استفاده از کلماتی هم چون خوب یا بد که معنایی کلی داشته از کلماتی دقیق‌تر که مبین واقعی نوع و شدت احساس باشد استفاده شود. کلماتی هم چون دوست داشتنی، وجدآور، دلسردکننده و خسته کننده و….. .

4- پیدا کردن علت بوجود آمدن هر احساس

سعی کنید در راه پیداکردن علت هر احساسی که درونتان شکل گرفته است مرتبا سوالاتی با کمک گرفتن از واژه چرا به عنوان ادات استفهام از خودتان بپرسید. پاسخ دادن به این که چرا در حال حاضر این احساس را پیدا کرده‌اید و ادامه این روند تا رسیدن به علت اصلی می تواند شما را در ریشه یابی واکنش هایتان یاری دهد.

5- آنالیز هیجانات و احساسات پیچیده

گاهی از اوقات هم زمان با چندین حس مواجه هستیم و در این مواقع توانایی قائل شدن تفکیک بین جمیع این احساسات اهمیت پیدا می‌کند. درنظرگرفتن این تفکیک به ما کمک می‌کند بتوانیم نحوه عملکرد هر یک از احساسات را در جای درست خود متوجه شویم. به‌عنوان مثال همه ما در مصیبت از دست دادن عزیزانمان دچار اندوه می‌شویم. حال اگر این فرد مدتی را به سختی در بستر بیماری بوده و با مشکلات ناشی از آن دست درگریبان بوده و درد زیادی را تحمل می کرده است حال از راحت شدن او احساس رضایت به شما دست می دهد. تقابل این دو حس متضاد و توانایی درک و کنترل آن‌ها به ما کمک می‌کند بتوانیم احساساتمان را در جهت درست هدایت کنیم.

شکل‌گیری احساسات پیچیده می‌تواند ماحصل یک حس اولیه و یا نتیجه حس ثانویه باشد. آن چه که به عنوان احساسات اولیه تعریف می‌شود واکنشی است که درون ما نسبت به یک وضعیت خاص ایجاد شده است در حالی که احساسات ثانویه در مرحله بعدی تعریف شده و به شکلی در پی احساسات اولیه بوجود می آیند. به‌عنوان مثال چنان چه شخصی که به او علاقمند هستیم ما را ترک کند؛ ناراحتی و اندوه ناشی از جدایی یک حس اولیه و افت اعتماد بنفس در نتیجه احساس این که شایسته دوست داشته شدن نیستیم حس ثانویه شکل گرفته در درون ماست. درک تفاوت این احساسات ما را در بدست آوردن تصویری کامل تر از فرآیند ذهنی درونمان یاری خواهد کرد.

گام دوم: درمیان گذاشتن هیجانات و احساسات با دیگران

1- استفاده از ضمیر اول شخص

زمانی که بیان احساس محوریت صحبت ما قرار می گیرد استفاده از کلمه «من» در شخص گوینده با ایجاد احساس قدرت همراه بوده و نشان دهنده این است که او مسئولیت احساسی را که در درونش شکل گرفته پذیرفته است. استفاده از ضمیر مخاطب با نوعی حس سرزنش طرف مقابل و تلاش در جهت مقصر جلوه دادن او همراه است. بکار بردن ضمیر اول شخص در واقع ارائه ترکیبی از بیان احساس، رفتارکردن در راستای آن و بیان چرایی شکل گیری هردوی آن‌ها.

2- پیش قدم شدن برای صحبت درباره‌ احساسات

اراده کردن برای گفتگو با دیگران در مورد احساسات و چگونگی انجام آن همراه با شکل گیری تنش و استرس و تشویش است. غلبه بر این حس ناخوشایند نیز هم چون هر کار دیگری راه و روش خاص خود را دارد. زمانی که تصمیم گرفتید که احساستان را با کسی درمیان بگذارید، صحبت را با بیان عبارات خوشایند در مورد آن شخص و بیان جنبه های مثبت رابطه خودتان با او آغاز کنید. در این حالت شروع گفتمان با انرژی مثبت شکل گرفته و این انرژی مثبت در ادامه مکالمه نیز تاثیر خودش را خواهد داشت. ترکیبی از این انرژی مثبت و به کارگیری ضمیر اول شخص در بیان صادقانه احساسات به شکل گیری گفتگویی تاثیرگذار و سازنده کمک خواهد کرد.

3- شنونده خوبی بودن

نمی توان از اهمیت شنیدن در برقراری یک رابطه مثبت و موثر چشم پوشی کرد؛ چرا که برقراری ارتباط کلامی هم چون جاده ای دو طرفه‌ای است که وجود هر دو سوی آن لازم و ضروری است. در زمان مکالمه به هیچ وجه توجهی به تلفن همراهتان نداشته و ترجیحا آن را در حالت بی صدا قرار داده یا خاموش کنید. از پاسخ‌های بدنی مثل تکان دادن سر نیز غافل نشوید. سعی کنید با بیان جملاتی مثل این که من می‌دانم این موضوع برای تو مهم است و یا این که می توانم احساس تو را درک کنم؛ بازخورد مثبتی به حرف های طرف مقابلتان داشته باشید.

4- نفس عمیق

بر اساس آن چه که در تحقیقات مختلف به اثبات رسیده است، تنفس عمیق می‌تواند به ایجاد آرامش و پایین آوردن فشارخون کمک کند. توصیه ما برای بروز درست احساسات این است که قبل از نشان دادن هر عکس العملی با کشیدن چند نفس عمیق برخود مسلط شده تا بتوانید نسبت به موضوعات مختلف عکس العمل بهتری داشته باشید. تمرین دست‌کم سه مرتبه تنفس عمیق در هفته این کار را برای شما تبدیل به عادت خواهد کرد.

5- قراردادن خود در محیطی مملو از انسان‌های صادق و با انرژی مثبت

همه افراد حاضر در جامعه متاثر از جامعه پیرامونی خود قرار دارند. مشورت کردن با فردی که انرژی منفی داشته و هرچیزی را از دریچه منفی بنگرد، خواه ناخواه ما را تحت تاثیر قرار داده و در ذهن طرف مقابل منفی بافی را شکل می‌دهد. اما در طرف مقابل حتی در شرایطی که اتفاق بدی برای انسان افتاده باشد و طرف مشورت انسانی مثبت اندیشی قرار بگیرد که از دل منفی ترین حوادث نیز نکات مثبتی را برجسته سازد؛ می‌تواند از دل سیاه ترین اتفاقات چشم اندازی روشنی برای رشد بیشتر و حرکت در سایه تجربه بدست آمده ترسیم نماید. بر این اساس قرار دادن خود در جمع رفقای مثبت اندیش که بتوان احساسات درونی را به راحتی با آن ها درمیان گذاشت، به بهبود شرایط کمک شایانی خواهد نمود.

گام سوم : کار کردن روی هیجانات و احساسات

1- تفکر

یکی از ابزارهایی که در زمان ایجاد اضطراب و پریشانی به تمرکز انرژی و ایجاد آرامش درونی کمک می‌کند، مدیتیشن است. آرامش و تمرکز با کنار آمدن بهتر با احساسات کمک می‌کند.

2- مکتوب کردن احساسات

نوشتن احساسات راهی تاثیرگذار در مسیر درک بهتر احساسات شناخته می‌شود. نوشتن احساسات به تفکیک آن ها کمک می‌کند. عادت به نوشتن روزانه احساسات، هیجان و استرس را کم کرده و با تقویت سیستم ایمنی بدن حال انسان را بهتر می‌کند.

3- ورزش کردن

عملکرد مثبت ورزش در ایجاد حال خوب اثبات شده است. ایجاد این حال خوب به متعادل‌تر شدن احساسات کمک خواهدکرد. ورزش کردن در روزهایی که فشار عصبی بیشتری متحمل می‌شوید باعث فروکش کردن استرس و اضطراب شده و کمک می کند بدون وارد کردن آسیب به دیگران هیجاناتتان تخلیه شود. این تخلیه احتمال بروز افسردگی، مشکلات جسمی ناشی از بروز احساسات بد را نیز کاهش می‌دهد. در این رهگذر، یوگا یا تایچی و ماساژ صورت می تواند به لذت بردن از فعالیت بدنی کمک نماید.

4- تشویق کردن خود

زمانی که خود را در میان احساسات مثبت یافتید و روحیه‌ خوبی داشتید به عنوان تشویق و جایزه برای رسیدن به این حال خوب خودتان را به یک رستوران دعوت کرده، برای خودتان هدیه بخرید و زمانی را در کنار دوستان بگذرانید. تشویق خود بعد از ایجاد هر حس خوشایند باعث می‌شود مغز برای دریافت جس خوب ناشی از این تشویق به سمت برخورداری از این احساسات خوب گرایش بیشتری داشته باشد و با گذشت زمان ذهن وضعیت عادی پیدا می‌کند.

5- در نظرگرفتن گزینه‌های مختلف قبل از بروز احساسات

انتخاب روش برای ابراز احساسات با شماست. واکنشی که در هر موقعیت نشان می‌دهید انتخاب شماست. حالت‌های ممکن را متصور شوید و به نتیجه هر یک توجه داشته باشید. این توجه و اندیشیدن به عواقب ناشی از آن، نوع واکنش را تغییر خواهد داد.

در مجموع باید گفت بیان و بروز احساسات روند زندگی هر یک از ما و به تبع آن تجربیات و روابطمان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. حجم اهمیتی که برای این موضع قائل هستیم انگیزه تلاش در جهت بهبود این ویژگی از ما را تقویت کرده و در نتیجه آن باعث خواهد شد رفتار درست تر و معقولانه تری در مواجهه با احساساتمان داشته باشیم.

مشاهده برچسب ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تنبلی می کنی؟ انگیزه نداری؟ کانال "انگیزشی کنکور کمک" شارژت می کنه!حتما عضو میشم!