سلامت فیزیکی و هیجانات

پنجشنبه 9 شهریور 1396 دکتر علی اصغر رضایی دسته ها

سلامت فیزیکی و هیجانات

بر اساس گفته های بقراط ، متعادل نبودن مایعات بدن ( هومورال) سبب ایجاد بیماری ، ویژگی های مزمن هیجانی و فردی میگردد. بنابراین بقراط معتقد بود بین بیماری ها و هیجانات ارتباط وجود دارد و به عقیده ی وی از نطر زمانی ، هیجانات و بیماری های با یکدیگر مرتبط هستند.

پس از بقراط ، پزشکان و روانشناسان زیادی ارتباط هایی را بین اختلالات جسمی و روانی مشاهده کردند. برای نمونه ، میزان نگرانی و ناراحتی در بیماران نسبت به سایرین بیشتر است. اما تا کنون مکانیزم و فرآیند های مربوط به آن ها به طور مشخص ، شناسایی نشده اند.

در عین حال مطالعات انجام شده ثابت کرده اند که احساسات منفی (مثلاً ناراحتی) سبب سرکوب سیستم ایمنی و احساسات مثبت (مثلاً شادی) باعث بهبود عملکرد سیستم ایمنی و تولید آنتی بادی می شود. البته هنوز مشخص نیست که اثر ذکر شده چقدر پایدار است و اینکه آیا هر تفاوتی در هیجانات می تواند منجر به بروز تفاوت شاخصی در علائم بالینی شود یا خیر.

بررسی های صورت گرفته ، نشان داده اند که تقلید کردن مداوم یک خلق مثبت یا منفی ، بر سلامت بدن اثر میگذارد . به عنوان مثال میزان آنتی بادی ها در سیستم ایمنی بدن ، با استفاده ی فرد از حس شوخ طبعی رابطه ی مستقیم دارد. در نقطه ی مقابل گریه کردن در زنان سالمند ، بر روی سلامت بدن اثرات منفی میگذارد. موضوعات ذکر شده تاییدی بر این یافته می باشد و بیان میکند اشخاصی که در استرس های طولانی مدت به سر می برند ، نسبت به سایرین بیشتر در معرض سرما خوردگی قرار می گیرند.

اگرچه گفته شد ، احساسات منفی سبب افت فعالیت سیستم ایمنی بدن می گردند اما این بدین معنا نیست که سرکوب هیجانات منفی مثمر ثمر خواهند بود ؛ بلکه آثار زیان باری بر سلامت فیزیولوژیکی بدن خواهند گذاشت. به طور کلی بازداشتنِ مداوم حالات منفی یا مثبت ، عملکرد سیستم سمپاتیک سیستم قلبی عروقی را بالا می برد و منجر به ایجاد بیماری های قلبی کرونری و گسترش سرطان ها می شود.

عوامل موثری که به افراد کمک می کنند تا صدمات تروماتیک (مثل شکستگی جمجمه ، کوفتگی مغز و … ) را پردازش نمایند و با آن رو به رو شوند ، سبب بهبود وضعیت سلامت بدن شامل افزایش فعالیت سیستم ایمنی ، کاهش بیماری ها و … می گردند. این در حالیست که صحبت کردن و نوشتن در مورد تروما ( هرگونه جراحت وارد شده به بدن بر اثر عوامل خارجی )  سبب بروز هیجانات منفی می شود. فواید ذکر شده تنها مختص بیان کردن احساسات منفی سرکوب شده نیست. اثر نوشتن و گفتن در مورد تروما به افراد برای فعالیت  نمودن بر روی سوانح تروماتیک کمک می کند. اشخاصی که حالت های احساسی مثبتشان را حفظ و ارزیابی می کنند کمتر در معرض ابتلا به بیماری ها قرار دارند.

تجربه و بیان احساسات هیجانی مثبت ، مستقیماً روی وضعیت روانشناختی اثر می گذارد. اگرچه اثرات مثبتِ حاصل از آن به توانایی فرد به مدیریت و کار کردن بر روی این هیجانات بستگی دارد.

حالات هیجانی چه ارزش اطلاعاتی دارند؟

یکی از عوامل مهم نعیین کننده ی سلامت فیزیکی انسان ، رفتار و اعمال فردی هستند. بنابراین تغییر در رفتار ، بهترین روش بهبود وضعیت سلامتی و کاهش امراض است. بیشتر نظریه های رفتار سلامت بر این مبناست که اشخاص طبق تحلیل هزینه ها و ثمرات مربوط به هر انتخاب رفتاری ، یک الگوی رفتاری شخصی را برای خود اتخاذ و اِعمال می کنند.

افراد با خلق و خوی های متفاوت ممکن است از وضعیت سلامتی خود ارزیابی های متفاوتی داشته باشند. چرا که آن ها هیجانات خود را تحت عنوان منبع اطلاعاتی در نظر می گیرند که توضیح می دهد به چه صورت می توانند عمل کنند.

بنابراین حالات هیجانی توانایی دستیابی به اطلاعات وارد شده به مغز را تغییر می دهند و یکی  از راه هایی هستند که در نهایت سبب می شوند تجارت هیجانی بر سلامت فیزیکی بدن اثر گذار باشد و نتیجه آنکه هیجان بر قضاوت افراد موثر می باشد.

موضوع مهم دیگیری که باید بررسی شود این است که منش یک فرد به تعبیرش از علائم فیزیکی بستگی دارد. اگر فردی در حالت خلقی منفی قرار بگیرد امکان بیشتری وجود دارد که پاسخ فیزیولوژیکی اش بصورت یک استرس یا نگرانی باشد. بعضی از مطالعات صورت گرفته نشان داده اند که رغبت داشتن به تجربه کردن یک حالت احساسی خاص (بطور مداوم) ، توانایی پیش بینی گزارش نشانه را بالا می برد.

بعضی دیگر از بررسی های صورت گرفته بیان کرده اند که مقیاس های عاطفه صفتی (trait) نسبت به مقیاس های عاطفه منفی حالتی (state) ، کمتر توانایی پیش بینیِ گزارش نشانه ها را دارند.

یکی از عوامل انگیزه بخش برای پیگیری درمان ، وجود نشانه در فرد است. همچنین درک صحیح از آسیب پذیری توسط فرد نیز فاکتور شاخصی برای داشتن رفتاری مناسب است . خلق و خوی سبب آگاهی فرد از خطر مشکلات احتمالی ناخواسته بر سلامت بدن می شود. پس در نتیجه افرادی که خلق و خوی شادابی دارند معتقدند که کمتر در معرض آسیب ها قرار می گیرند. تفکرات اشخاص در مورد عملکرد موفق و رفتارهای سالم ، تمایل به کاهش بیماری ها و حفظ سلامتی بدن بر انتخاب های درمانی آن ها تاثیر گذار است. اشخاص شاد نسبت به بقیه توانایی ارتقای سلامتیِ بیشتری دارند و اعتقاد دارند که این نوع رفتارها ، در بهبود سلامتیشان موثر خواهد بود. اما افرادی که دچار بیماری هستند و احساسات غمگین و ناخوشایندی دارند ، در یک چرخه ای قرار می گیرند و از یک طرف نشانه هایشان را عمیق تر و آزار دهنده تر احساس می کنند و از طرف دیگر امید دست پیدا کردن به احساس بهتر را ندارند. به همین دلیل است که افراد غمگین ممکن است نسبت به سایرین کمتر به توصیه های درمانی توجه داشته باشند.

گاهی برای افراد فرصت هایی پیش می آید که سبب ایجاد احساس مثبت درباره ی خود یا آیندشان می شوند. این احساسات ، افراد را برای پردازش دقیق تر اطلاعات تهدید کننده یاری می کنند. اینکه فرد به ثمرات حاصل از تصمیم گیری سریع برای رسیدن به مراقبت دست یابد یا خیر ، مشروط بر این است که فرد به علائمی که مرتبط یا غیر مرتبط با بیماری هستند ، توجه نماید.

گاهی نیز امکان دارد که فرد تجارب هیجانی منفی و اضطراب خود را تا جایی بالا ببرد که بیهوده به دنبال کمک پزشکی برآید. اما باید بدانیم که تجارب هیجانی منفی همواره سبب بیشتر شدن جستجوی درمانی نخواهند شد و هنگامی که دو عامل اتفاقات استرس زا و نشانه های فیزیکی به طور همزمان باهم رخ دهند ، ممکن است که نشانه ها تحت عنوان قسمتی از فرآیند استرس زای زندگی در نطر گرفته شوند و به مراتب کمتر مورد توجه پزشکی باشند. هر ایرادی که شخص در تعیین منبع دیسترس پزشکی اش داشته باشد ، با متمرکز کردن حالت های هیجانی منفی به خودش تشدید می شود.

ارتباط مقاومت روان شناختی و حالت های هیجانی

داشتن رفتار مناسب در حیطه ی سلامت ، امری دشوار است و جنبه ی روان شناسی دارد. ابتدا افراد ، امکان حضور خود در خطر یک مشکل را مشخص می نمایند و سپس سعی می نمایند ؛ در هنگام مواجه شدن با خطر ، همچنان خوش بین بمانند و از پذیرش آن سر باز می زنند. افرادی که آزمایش می دهند و به دنبال غربالگری و کشف بیماری خود می روند باید امکان وجود یک مشکل سلامتی را بدهند و بتوانند خود را کنترل نمایند.

عدم انجام غربالگری و تست های مربوط به سلامتی ، نشان دهنده ی عدم تمایل برای روبه رویی با این احتمال است. اگر فردی حالات هیجانی مثبت داشته باشد امکان اتخاذ رفتار مناسب و سالم هم بیشتر است. این امر به این دلیل است که مقاومت در برابر مواجهه با احتمال وجود یک مشکل نیز افزایش می یابد.

طبق این نظریه فردریکسون (پژوهشگر روانشناسی مثبت‌گرایی از دانشگاه کارولینای شمالی ) بیان کرده است ؛ دسترسی به منابع شخصی که موجب ابتکار و خلاقیت در تفکر و عمل می شود ، یکی از عملکرد های اصلی تجربه های هیجانی مثبت است. حالات هیجانی مثبت می توانند فرصت در نظر گرفتن و برنامه ریزی کردن برای چشم انداز های آینده را فراهم کنند ، اما حالات هیجانی منفی سبب می شود ، فرد برای پاسخگویی به سوانج و رخداد های سریع و نزدیک سوق داده شوند.

سلامتی و خوش بینی دو عاملی هستند ؛ که می توانند منابع روانشناختی را منعکس نمایند و از این جهت فوایدی دارند. مثلا فرد بر اساس آن باور دارد عواقب و نتایج مطلوبی در پیش دارد. خوش بینی و نگرش مثبت در روبه رویی با مشکلات سلامتی سبب برنامه ریزی مناسب برای عواقب و اتفاقات آینده می شود.

در همین راستا آن دسته از افراد که باور های خوش بینانه ای در مورد وضعیت سلامتی خود دارند ، زمان زیادی را برای کسب آگاهی بیشتر در زمینه ی خطرات احتمالی سلامت ، صرف می کنند.

امید داشتن و در نطر گرفتن اتفاقات آیند دو فاکتوری هستند ، که بالقوه سبب آگاهی بیشتر فرد در رابطه با عوارض سلامت می شوند. هرچند امکان دارد انگیزه ی تجربه کردن هیجان مثبت ، ذاتی باشد اما علل و مداخلاتی وجود دارند که می توانند هیجان مثبت برانگیخته شده را دستکاری نمایند.

یکی از راه های ایجاد عاطفه ی مثبت در افرادی که بیماری های وخیم دارند این است که مثلاً خودشان را با افرادی که وضع نا مساعدتری دارند مقایسه می کنند. ممکن است افراد از این گونه مقایسه ی بالا به پایین استفاده نمایند تا بتوانند خلق و نگرششان را تنظیم نمایند. حس مثبت حاصل شده از این مقایسه برای آن ها نوعی منبع روانشناسی به وجود می آورد که قدرت پردازش مشکل به طور صحیح و موثر را دارد.

الگوی مقایسه ی اجتماعی نه تنها سبب تنظیم هیجان ها در کوتاه مدت می گردد ، بلکه می تواند به طرز غیر مستقیم فرآیند coping را در دراز مدت تسهیل ببخشند.

ایجاد تغییر در نگرش و اعمال مربوط به سلامتی بدن

گاهی اوقات ، ممکن است افراد برای تنظیم نگرش و خلقشان از رفتارهای مرتبط با سلامت استفاده کنند. مثل افرادی که به هنگام قرار گرفتن در تنش های عصبی و روحی ، تنباکو مصرف میکنند ، غذا تناول میکنند و … . مشاهدات انجام شده نشان داده اند ؛ برخی از افرادی که الکل مصرف می کنند معتقدند که آن بر حالات هیجانی و روحیشان اثر می گذارد. غالباً مصرف الکل به دو علت رخ می دهد ؛ یک آن که اشخاص باور دارند که الکل آن ها را برای تنظیم و رهایی از احساسات منفی یاری می دهد و دوم آنکه گمان می کنند مصرف الکل سبب افزایش و تحریک احساسات مثبت در فرد می شود.

از دلایل مهمی که سبب مصرف تنباکو می گردد ، می توان به تجارب منفی و موقعیت های ناخوشایند اشاره نمود. شواهد نشان می دهند که به طور کلی مقدار سیگار کشیدن در افراد افسرده نسبت به سایرین به مراتب بیشتر است. پس در نتیجه تمایل به بازسازی یا بهبود وضعیت نگرش و قرار گرفتن در موقعیت های هیجانی منفی ، دو دلیل اصلی برای سیگار کشیدن بر شمرده شده اند.

هرچند که بعضی از افراد به علت متمایل بودن به رها شدن و یا مدیریت کردن یک هیجان منفی به برخی از رفتار ها و اعمال روی می آورند ؛ اما ، بعضی از رفتار ها به این دلیل جذاب هستند ، که توانایی القای احساسات مثبت را دارند. برای نمونه لذت حاصل از رابطه ی جنسی غیرایمن ، امکان تکرار آن را بالا می برد و یا ورزش کردن سبب کاهش احساسات منفی و همچنین افزایش احساسات مثبت می گردد.

ممکن است این سوال پیش بیاید ، که اگر خوردن و نوشیدن الکل واقعاً برای بهبودی فکر و نگرش کارساز نیستند ، پس چرا در موقعیت های ناخوشایند مصرف می شوند ؟ در پاسخ باید اشاره کرد که برخی از اعمال مانند نوشیدن و خوردن ، امکان و فرصت فرار از خود را فراهم می نمایند. در حین انجام چنین رفتارهایی ، فرد تنها بر روی نفسِ عمل خود دقیق می شود و چندان اهمیتی به مشکلی که سبب بروز این عمل شده است ، ندارد. مطابق با این نظر ، بررسی ها نشان داده اند که در زمان فرار از خود ، شخص بصورت ملموس کم شدن هیجانات منفی را در ناخودآگاهش احساس می کند.

نگرش و جلب حمایت اجتماعی

آخرین پیشنهاد برای اثر بخشی حالات هیجانی بر سلامت بدن ، اثر تعاملات اجتماعی بر هیجانات است . که این حالت ها برای دستیابی به تعاملات موثر واقع می شوند.

پشتیبانی اجتماعی با کاهش احتمال مرگ ، گسترش کمتر بیماری های قلبی ، افزایش توانایی سیستم ایمنی بدن و … ارتباط دارد. به طور کلی آن دسته از اشخاصی که دارای  کمینه منابع اجتماعی-روانی هستند ، هنگامی که در موقعیت های پر استرس قرار می گیرند ، با احتمال بیشتری ممکن است به انواع بیماری های اخلاقی دچار شوند.

حمایت اجتماعی از دو طریق بر سلامتی بدن اثر می گذارد :

  1. فرضیه ی buffering : این فرضیه بیان می کند ؛ انسان زمانی می تواند از پشتیبانی اجتماعی بهره ببرد که در یک وضعیت استرس زا قرار می گیرد.
  2. فرضیه ی direct effect : بر طبق این فرضیه روابط ، سلامت اجتماعی را بدون در نظر گرفتن میزان نگرانی فرد ، افزایش می دهند.

هر دو فرضیه ی ذکر شده ممکن است مشروط بر مشخص بودن علت اضطراب ، درست باشند. اما در هردوی آنها ، ارتباط بین سلامت و تعامل اجتماعی تحت تاثیر تغییر در وضعیت هیجانی قرار می گیرد. پشتیبانی اجتماعی سبب می شود که فرد در هنگام مواجهه با وضعیت های بحرانی ، کمتر تحت فشار قرار بگیرد.

تعاملات اجتماعی به فرد این امکان را می دهد که احساس امنیت بیشتری کند ، چراکه می داند در هنگام نیاز ، سایرین به او یاری خواهند رساند. این حس امنیت ، توانایی سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند. حمایت و پشتیبانی اجتماعی افراد را از داشتن احساس تنهایی ، افسردگی و … دور می کند.

پژوهش های صورت گرفته نشان داده اند ؛ داشجویانی که بیشتر احساس تنهایی دارند نسبت به بقیه ، دستگاه ایمنی ضعیف تری دارند و اثر واکسن هپاتیت ب در بدن آنها کمتر است.

یک ارتباط دو طرفه ای بین پشتیبانی اجتماعی و احساسات هیجانی وجود دارد. نه تنها پشتیبانی اجتماعی بر احساسات اثر می گذارد بلکه حالت هاى اجتماعى در فراهم شدن پشتيبانى اجتماعى موثر هستند.

نياز شخص به حمايت هاى اجتماعى به وسيله ى نشانه هاى فشار محيطى نمايان مى شود. اين در حاليست كه بيان احساسات منفى در دراز مدت فرد را از كمك رسانى محروم مى كند.

مشاهده برچسب ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *